مصاحبه با دانشجوی ایرانی مقطع دکتری در مالزی

نگاهی به مهاجرت نخبگان

 

محقق : فاطمه رجبی

  29 سال دارد و مدرک کارشناسی‌ارشد الکترونیک را از دانشگاه اصفهان گرفته است اما برای دوره دکتری راهی مالزی شده است. او که دو سال است ازدواج کرده، می‌گوید: «هزینه‌های زندگی در اینجا اجازه نمی‌دهد که همسرم هم با من به اینجا بیاید. همین که پدرم هزینه‌های تحصیل من را می‌فرستد به اندازه کافی آزار‌دهنده هست که نخواهم هزینه دیگری به او تحمیل کنم.»
محمد حسینی که مشغول گذراندن دوره phD در دانشگاه mmu کوالالامپور است درباره هزینه‌های تحصیل در این دانشگاه می‌گوید: «گرفتن دکتری در این دانشگاه برای من حدود 30 هزار رینگیت تمام می‌شود یعنی تقریبا 30 میلیون تومان، البته این فقط هزینه دانشگاه است. از طرفی رشته من یکی از ارزان‌ترین رشته‌هاست. به‌عنوان مثال کسانی که مدیریت می‌خوانند حدود 80 هزار رینگیت می‌پردازند.»
کسانی که مانند محمد، کشور را برای گرفتن دکتری، کارشناسی‌ارشد یا حتی کارشناسی ترک کرده‌اند، کم نیستند. وقتی به آمار مهاجرت جوانان که توسط نهادهای داخلی و خارجی منتشر شده‌اند نگاهی می‌اندازیم بیشتر به عمق فاجعه پی می‌بریم. براساس آماری که سه سال پیش مجلس شورای اسلامی منتشر کرد 60 هزار نفر از کسانی که در آن سال مهاجرت کرده بودند جزء قشر تحصیلکرده و نخبه محسوب می‌شدند.

صندوق بین‌المللی پول هم در گزارش سال ۲۰۰۹ خود اعلام کرده ‌است که ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه‌نیافته جهان، مقام نخست را دارد. بد نیست بدانید که در استانداردهای جهانی، نخبه حتما به کسی که رتبه علمی خاصی کسب کرده یا در المپیادهای علمی مدال‌آوری کرده باشد اطلاق نمی‌شود، بلکه کسی که توانسته در یک دانشگاه معتبر پذیرفته شود و مدرک تحصیلی معتبری کسب کند یا در رشته خاصی مهارت بالایی دارد در زمره نخبگان قرار می‌گیرد چراکه جزء مهره‌های تاثیرگذار در ساختن آینده جوامع محسوب می‌شود. با تمام این حرف‌ها جالب است که مسئولان علمی و اجرایی دولت قبل که در راس آنها رئیس‌جمهور قرار داشت، مهاجرت نخبگان را کم و بی‌اهمیت جلوه می‌دادند.
حسین باهر، جامعه شناس و استاد دانشگاه که از واژه «فرار ژن‌ها» به‌عنوان یکی از پیامدهای مهاجرت نخبگان استفاده می‌کند، به فرهیختگان می‌گوید: «تا به حال خیلی درباره عواقب مهاجرت نخبگان و تحصیلکرده‌ها حرف زده‌ایم اما نباید فراموش کنیم که اینها بزرگ‌ترین سرمایه‌های ما هستند.

حتی باید به کسانی که در ایران تحصیلات مقاطع اولیه دانشگاه مثل کاردانی و کارشناسی را می‌گذرانند و بعد برای مقاطع بالاتر به خارج از کشور می‌روند توجه کنیم. چون اینها نخبگان بالقوه هستند که اگر فضای آموزش باکیفیت را در داخل کشور برایشان فراهم کنیم، می‌توانیم بهترین بهره را از آنها ببریم.»
او ادامه می‌دهد: «اصولا بالاترین سرمایه هر جامعه‌ای نیروهای انسانی آن است. رساله دکتری من نیز در همین ارتباط است که در آن سقوط رژیم شاهنشاهی را پیش‌بینی کرده بودم. من در آن رساله علت سقوط شاه را فقدان نیروهای راهبردی عنوان کردم. بعد از اینکه در دولت شهید رجایی معاون برنامه‌ریزی شدم این رساله را با عنوان «برنامه‌ریزی و ایران» (planning and iran) منتشر کردم. من قبل از انقلاب با اعداد و ارقام ثابت کرده بودم که رژیم شاه ساقط خواهد شد، چون از نیروی انسانی کارآمد برخوردار نیست.
مهاجرت علمی ابعاد و دلایل مختلفی دارد، از آماده نبودن زمینه‌های تحصیل گرفته تا نحوه برخورد مسئولان خرد و کلان با این افراد و مشکلات مالی و اجتماعی مختلف. هر نهادی باید با توجه به وظیفه و توانش برای نگه داشتن جوان‌ها تلاش کند. دانشگاه‌ها باید سعی کنند با مهیا کردن شرایط تحصیل و بالا بردن اعتبار و امکانات‌شان آنها را نگه دارند و مسئولان کشوری هم زمینه‌های دیگر را فراهم کنند؛ مانند حمایت مالی از دانشجوهای برتر و بها دادن به تخصص آنها.»
با بررسی چرخه مالی و هزینه‌های تحصیل در کشورهای مقصد می‌توان فهمید که بعد اقتصادی مهاجرت جوانان با قصد ادامه تحصیل هم یکی دیگر از مسائلی است که باید به آن توجه کرد. علیرضا توکلی، عضو کمیسیون آموزش مجلس هم مهاجرت برای تحصیل را یکی از معضلات آموزش عالی می‌داند و می‌گوید: «بحث از دست دادن جوانان به‌عنوان نیروی کار یک مساله است و ضرر و زیان مالی که کشور از این اتفاق متحمل می‌شود مساله‌ای دیگر. اگر حساب و کتاب کنیم می‌بینیم که یک جوان از بدو تولد تا 20، 22 سالگی یا حتی بیشتر یعنی زمانی که کشور را برای ادامه تحصیل ترک می‌کند چه هزینه‌های سنگینی برای مملکت دارد آن‌وقت جوان‌های بااستعداد به‌عنوان یک لقمه حاضر و آماده راهی کشورهای دیگر می‌شوند و این یعنی هدررفت واضح و مشخص سرمایه.»
توکلی ادامه می‌دهد: «حتی اگر این جوان تصمیم داشته باشد بعد از اتمام تحصیلاتش به کشور برگردد این اتفاق بی‌هزینه نیست بلکه شهریه‌های کلانی که برای درس خواندن در سایر کشورها می‌پردازد همگی به‌عنوان خروج ارز شناخته می‌شود. پس چه بهتر که این جوان احساس کند زمینه برای درس خواندن در کشور خودش وجود دارد و می‌تواند در کنار خانواده و فرهنگ خودش تحصیل کند. حالا اگر توانست در رقابت‌ها برای تحصیل رایگان در دانشگاه دولتی پیروز شود که چه بهتر ولی اگر هم نتوانست با پرداخت مبلغی بسیار کمتر از آنچه می‌خواهد در کشورهای دیگر بپردازد، می‌تواند در کشور خودش تحصیل کند.»
او درباره تاثیر گسترش آموزش عالی و باز شدن ظرفیت دانشگاه‌ها بر کاهش مهاجرت‌های تحصیلی می‌گوید: «نباید دروازه تحصیل روی کسی بسته باشد. وقتی کسی مایل است درس بخواند به‌ویژه زمانی که قرار باشد هزینه تحصیلش را خودش بپردازد نباید جلوی ورودش به کلاس را بگیریم.

وقتی امکانات محدود باشد باید اولویت‌بخشی داشته باشیم اما وقتی با گسترش فضای تحصیل براساس قانون، امکان تحصیل برای همه وجود داشته باشد چرا نباید این اتفاق بیفتد. متاسفانه بسیاری از کسانی که برای درس خواندن از کشور خارج می‌شوند به دانشگاه‌های معتبر کشورهای توسعه‌یافته نمی‌روند بلکه راهی کشورهایی مانند هند، مالزی، چین و… می‌شوند آن هم فقط به این دلیل که نمی‌توانند در کشور خودشان وارد دانشگاه شوند.»
توکلی به مشکلات فرهنگی ناشی از مهاجرت جوانان هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «وقتی یک جوان ایرانی که با ارزش‌های خاصی بزرگ شده به کشور دیگری می‌رود دو راه دارد، یا باید در برابر ارزش‌های غالب بر آن جوامع مقابله کند و دائم استرس و فشار روانی داشته باشد و بعضا تحقیر و توهین شود یا باید هم‌رنگ آنها شود که در هر دو حالت با بحران روبه‌رو می‌شود و این به نفع هیچ‌کس نیست. بنابراین باید تمام ارگان‌های مرتبط تلاش کرده و جوانان را برای ماندن در کشور خودشان کمک کنند.»
لطفعلی بخشی، اقتصاددان و عضو هیات‌علمی دانشگاه هم بر ابعاد اقتصادی ماجرا تاکید کرده و می‌گوید: «مهاجرت دانشجویی از دو جنبه به کشور ضرر و زیان اقتصادی وارد می‌کند؛ جنبه اول مربوط خروج ارز از کشور و ریخته شدن آن به جیب دانشگاه‌های خارجی است و جنبه دیگر به بعد از بازگشت این جوانان برمی‌گردد.
بسیاری از کسانی که به علت عدم قبولی در کنکور کارشناسی‌ارشد و دکتری به کشورهای درجه چندم از لحاظ علمی مهاجرت می‌کنند وقتی بعد از بازگشت وارد چرخه اقتصادی کشور می‌شوند چون توان علمی لازم را ندارند این چرخه را با مشکل مواجه می‌کنند.»
او ادامه می‌دهد: «متاسفانه میزان خسارتی که از شهریه‌پردازی به دانشگاه‌های خارج از کشور به اقتصاد ما وارد می‌شود بسیار بالاست. ممکن است عده‌ای بگویند این هزینه توسط خانواده‌ها پرداخت می‌شود و از جیب دولت نمی‌رود اما از دیدگاه علم اقتصاد، درآمد خانوارها بخشی از اقتصاد کلان یک کشور محسوب می‌شود و خروج آن از گردونه ریالی کشور، ضرر و زیان مستقیم بر وضعیت اقتصادی جامعه دارد.»
براساس آمارهای منتشر شده از صندوق بین‌المللی پول:
حدود ۲۵درصد از کل ایرانیان تحصیلکرده هم‌اکنون در کشورهای توسعه‌یافته زندگی می‌کنند.
سالانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از ایرانیان تحصیلکرده برای خروج از ایران اقدام می‌کنند.
بار مالی مهاجرت تحصیلی و خروج نخبگان از ایران معادل خروج ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه سالیانه از کشور است.
از مجموع صدهزار ایرانی تحصیلکرده در آلمان در سال‌های گذشته دو هزار جلد کتاب منتشر شده، در حالی که از بین دو میلیون ترک مهاجر در این کشور تنها ۱۰۰ جلد کتاب منتشر شده ‌است.

مصاحبه با دانشجوی ایرانی مقطع دکتری در مالزی

مطالب پیشنهادی دیگر :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

به سایت مرجع آزمون دکتری خوش آمدید

برای دریافت جدیدترین اخبار آزمون دکتری و دریافت آنی نمونه سوالات استعداد تحصیلی و زبان عمومی دکتری همراه با پاسخ های تشریحی ایمیل خود را وارد کنید